-
گزینهی ۱۳
دوشنبه 6 مهر 1405 14:42
در ادمهی گزینههامیرسیم به عدد ۱۳. یعنی نحسترین عددی که تا به امروز ، بشر به خودش دیده. راستش من هرگز به این خزعبلات اعتقادی نداشتم تا اینکه مهماندار هواپیمای توپولف، صندلی شماره ۱۳ رو نشونم داد و با یه تبسم که از فحش خارمادر دردناکتر بود با دندونهای چسبیده به هم، گفت بفرمایید اینجا لدفن!!! کفری بودم اما نه از...
-
گزینه ششم
شنبه 21 شهریور 1405 20:22
بعد از گیرواگیرهایی که سرِ انتخاب کیس مثلن دلخواهم در سامانه بیسروسامانه همسریابی داشتم فعلن از بین ۱۰۸ کیسی که سامانه هوشمند پیشنهاد داد رسیدم به گزینه ششم ! یه شاهزاده زاده زاده زاده قجری که اگه ابروهای به هم پیوستهی پاچه بزیش نبود که منو یاد فتحعلیشاه بندازه، نه تنها باورم نمیشد طرف راست راستکی قجرزاده است...
-
گزینهی چهارم
دوشنبه 9 شهریور 1405 18:14
از وقتی خودمو شناختم متوجه شدم مثل جناب فروید در شناخت خانمها همیشه دکمهی همکف آسانسور رو جای طبقهی اول میزنم. چه افتضاحاتی که از این زنناشناسی به بار نیاوردم. آخریش همین خانم دکتر متخصص زنان که همه جوره با من راه اومد تا اینکه گفتم با تخصصات حال نمیکنم، چشمای درشتش گرد شد و جفتپا زد توی برجکم. گفت بفرمایید...
-
گزینهی سوم
شنبه 7 شهریور 1405 16:05
چه خوب که در زبان شیرین فارسی ضربالمثل « جواب ابلهان خاموشی است» داریم.البته در گیلکی هم ضربالمثل مشابهای داریم اما نمیدونم چرا ضربالمثلهای گیلکی اغلب، چندپهلو و بشدت رکیک هستند. کاش بلاگ اسکای یه اپشن مسدودی هم اضافه میکرد و مجبور نبودیم قیافهی نحس بعضیها رو ببینیم. پن؛ گرینهی دوم همسریابی یه خانم خوشگل...
-
پست موقت
چهارشنبه 28 مرداد 1405 14:19
برای مدتی نمینویسم. هر چند نوشتن برای من مثل نفس کشیدنه. یعنی زندگی اما حال کسی رو دارم که با یک شیرجهی احمقانه رفته ته اقیانوس و حالا برای زنده موندن باید ادای مردهها رو در بیاره و نفس نکشه. من هم چند روزی یا شایدم بیشتر مجبورم در این بطری سر بستهی کلمات حبس بکشم. تنها روزنهی امیدوارکنندهی این روزهای تاریک من...