دیدید بالاخره چی شد؟ هارت وپورتهای ترامپ و سگ هار صهیونیش نتیجه نداد. ترکیه و پاکستان و عربستان فهمیدند که بدون در نظر گرفتن قدرت منطقهای ایران( البته حالا قدرت جهانی ایران)، هر معادلهی امنیتی فقط یک گاوبندی احمقانه در جهت بدتر شدن اوضاع است. بدون ایران، راه حلها خودشان به مشکلات جدیدتری تبدیل میشوند. باید دست برادران سپاهی و ارتشی و سایر سربازان گمنام وطن بهویژه فرماندهان جان بر کف نیروهای مسلح رو بوسید. نور به قبر رهبر شهید بباره که علارغم همهی کینهتوزیهای احمقانهای که دشمن از طریق رسانه توی ماتحت بعضیها میکرد و هنوز هم میکند، یک تنه ایستاد و راهبری کرد. تا جاییکه ترامپ احمق که بارها و بارها مضحکهی سیاستمداران قهار امریکایی و اروپایی قرار گرفت و مثل مادر عروس بعد از پاره شدن بکارت سربازاش مقر اومده که بعله، ایرانیها باهوشاند. موشکی ساختند که بردش تا اروپا هم میرسه. بدبخت بیچاره اگه بفهمه دانشمندان ایرانی یه کلاهک هستهای تپل هم براش آماده کردند باید آب بریزه اونجاش.
من نمیفهمم این عاطل و باطلهای بیکار از چه ترفند و حقهای استفاده میکنند که میتونند با این همه کار که روی سر آدم ریخته، بیکار و بیعار ول بگردند و خیابون متر کنند. پس چرا من نمیتونم یه ساعت بیکار بمونم؟ این که هیچ. یه وقتهایی پیش میآد که چندتا کار همزمان انجام میدم مثل امروز که داشتم در حین پختن پاستا به سوالات تلفنی خانم مدیر جواب میدادم و همزمان از پشت پنجره با دختر همسایه خوش و بش ایما و اشارهای میکردم. وسطش هم مادرم یه چیزی میگفت و جواب اونم میدادم . دختر همسایه که تهران کارمند بانکه اومده بود خونه مادرش. یه دست رخت پوشیده بود به گمانم از سمساری قرض کرده بود. همه چیز این دختر عالیه جز همین خساست خانوادگیش که غیرقابل تحملش میکنه. اون از مادرش که لباس کهنه های مردمو میپوشه اینم از دختره. حالا باباشو ندیدید. یه شلوار پارچه ای میپوشه که کمربندشو بالای سینهاش میبنده. فقیر نیستنا، گدازادهن.
کاش میشد مثل دوران کودکی بیتکلف روی تخته نوشت حسن خر است گاو من است. دیروز وقتی شنیدم نمایندههای مجلس بعد از ماهها دل این را پیدا کردند از سوراخ موشهایشان بیرون آمدند دلم یک تخته سیاه و یک نصفه گچ خواست. اما نبود. با تکهای از گچ دیوار فرو ریختهی همسایه، روی لبهی نیمکت پارک نوشتم؛ نماینده خر است گاو من است.به همین سادگی اما یک دنیا حرف. شاید اگر میشد برای مدت بیشتری پول خورد وخوراکشان را داد و در همان پستوها نگهشان داشت امیدی به بهترشدن اوضاع وجود میداشت. اولین اقدام این خرنمایندهها در مجلس میدانید چه بود ؟ تقاضا از وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه برای معرفی رسانههای معاند!!! گمان میکنم همراه یونجهای که بهشان میدادند سبوس کم بود مغزشان بیشتر نکشید