-
یل یاتار، طوفان یاتار، یاتماز حسینین بیرقی
شنبه 17 مرداد 1405 19:34
آهای سگصفتانِ پوشالی ! شما که در مسلخِ جهل و توحش، جگرِ گرسنهی خویش را با خونِ پاکِ سروقامتانِ این سرزمین سیراب میکنید . گمان بردهاید با سلاخیِ گلهای باغِ وطن، تیشه به ریشهی این سروِ کهنسال میزنید؟ چقدر حقیر است آن که فکر میکند با دریدنِ پیراهنِ عفتِ خاک، میتواند هیمنهی پوشالیِ خود را بر سینه ی این ملت حک...
-
آنالیزِ خون
جمعه 16 مرداد 1405 20:20
میگویند فراق، عجب واژهیِ سوسول و پاستوریزهای . این فراق نیست، این زنده به گور کردنِ کالبدی است که هنوز دارد نفس میکشد . فراق یعنی بفهمی تمامِ آن خندههایِ مشترک، فقط یک دکور بود، یک صحنهپردازیِ مهندسیشده برای اینکه وقتی فروپاشیدی، ویرانههایت هم تماشایی باشد . حقیقت یک خنجرِ کُند است که عجلهای ندارد تا ته قلبِ...
-
به جای واژهی قبیح شاشیدن، بنویسید پاشیدن
سهشنبه 13 مرداد 1405 14:41
پس از آنکه جنابِ ممیزالدوله، در این دو ماه و نیمِ یومالقیامه، سطر به سطرِ اوراقِ بنده را با چشمِ موازماستکش خویش به تفتیش نشستند و همچون طبیبِ حاذقِ دردِ بیدرمان، نبضِ کلماتِ ما را گرفتند، عاقبت در اقدامی که لرزه بر اندامِ بیجانِ قریحه و ذوقِ بنده انداخت، پیکِ ناشرالدوله از راه در رسید و مژدگانی آورد که : ای شاعر...
-
پرستیژ مردگان
سهشنبه 13 مرداد 1405 11:57
اینجا حتا بوی گندِ تعفنِ طبقاتی، تا عمقِ حفرههای گور نفوذ کرده است . تو گویی مرگ هم کارتِ شناسایی دارد . فقیر که میمیرد، انگار یک تکه زبالهی اضافه را از معابرِ عمومی جمع کردهاند و بیهیچ هیاهویی، بیهیچ ردپایی، در پستویِ نمورِ فراموشی در جزیرهای متروک چال میکنند . او حتا فرصتِ مردنِ آبرومند هم ندارد، چون مرگ...
-
در مذبحِ ممیزی
شنبه 10 مرداد 1405 20:12