-
گزینهی چهارم
دوشنبه 9 شهریور 1405 18:14
از وقتی خودمو شناختم متوجه شدم مثل جناب فروید در شناخت خانمها همیشه دکمهی همکف آسانسور رو جای طبقهی اول میزنم. چه افتضاحاتی که از این زنناشناسی به بار نیاوردم. آخریش همین خانم دکتر متخصص زنان که همه جوره با من راه اومد تا اینکه گفتم با تخصصات حال نمیکنم، چشمای درشتش گرد شد و جفتپا زد توی برجکم. گفت بفرمایید...
-
گزینهی سوم
شنبه 7 شهریور 1405 16:05
چه خوب که در زبان شیرین فارسی ضربالمثل « جواب ابلهان خاموشی است» داریم.البته در گیلکی هم ضربالمثل مشابهای داریم اما نمیدونم چرا ضربالمثلهای گیلکی اغلب، چندپهلو و بشدت رکیک هستند. کاش بلاگ اسکای یه اپشن مسدودی هم اضافه میکرد و مجبور نبودیم قیافهی نحس بعضیها رو ببینیم. پن؛ گرینهی دوم همسریابی یه خانم خوشگل...
-
پست موقت
چهارشنبه 28 مرداد 1405 14:19
برای مدتی نمینویسم. هر چند نوشتن برای من مثل نفس کشیدنه. یعنی زندگی اما حال کسی رو دارم که با یک شیرجهی احمقانه رفته ته اقیانوس و حالا برای زنده موندن باید ادای مردهها رو در بیاره و نفس نکشه. من هم چند روزی یا شایدم بیشتر مجبورم در این بطری سر بستهی کلمات حبس بکشم. تنها روزنهی امیدوارکنندهی این روزهای تاریک من...
-
خلبانان قهرمان ما از یاد نخواهند رفت
یکشنبه 25 مرداد 1405 10:41
وقتکشی نکن . این بازی موش و گربهای که راه انداختهای، تهوعآور است . تو خلبانهای قهرمان ما را اسیر نکردهای، آنها را گروگان گرفتهای و از این حجم لجنبازی زبانت بند آمده؟ فکر کردهای با سکوتِ متعفنت، حقیقت دفن میشود؟ این نه اسارت است، نه جنگ؛ این خباثتِ لخت روی تختخواب وجداننداشتهتان است . وقتی طرف، هم خلبان را...
-
نذریفود
پنجشنبه 22 مرداد 1405 20:04
یکی به من بگه امشب چه خبره؟ چرا هی زنگ خونه رو میزنن و میگن غذای نذری آوردیم؟ این چهارمین پرس نذری بود که آوردند!!! مادرم که رفت مسافرت و من موندم با این طعامهای لذیذ ملکوتی!!! پرس اول کتهکبابِ جوجه و دوغ و کره بودکه برخلاف روتین غذاهای سادهای که یادگار زندگی در دیار کفّاره، تمام و کمال زدم به رگ. دومی هم زرشک...