-
عالیجنابان
جمعه 19 تیر 1405 08:16
ای برادران، آیا آنگاه که پیرِ فرزانهیِ ما لب به سخن گشود، آن کلماتِ دگرگونساز را به حافظهیِ خویش نسپردید؟ هماو که امروز، همچنان بر شانههایِ تودهها، تشییع میشود؛ پس چگونه است که فرامینِ برخاسته از آن جانِ آگاه را در غبارِ نسیانِ خودخواسته خود مدفون کردهاید؟ مگر نشنیدید؟ ای شما، ای سیاستمالان، ای سازشکارانِ...
-
بچرخ تا بچرخیم
پنجشنبه 18 تیر 1405 11:23
دیگر وقتِ بازی با مصلحتهایِ لوس تمام شده است . بهتر است یک بار برای همیشه، خنجر تیز پاسخمان را در گلوگایِ این دیوانگان فرو کنیم؛ تا اگر ذرهای عقل در کالبدِ بیخردِ اذنابشان باقی مانده، از شدتِ درد، به خود بیایند . دیگر بس است . ما نباید با دیوانهها بجنگیم؛ بهتر است دیوانگی را، با تمامِ بیرحمیاش، به آنها نشان...
-
بازی تنیس را متوقف کنید و مردانه بجنگید
پنجشنبه 18 تیر 1405 08:45
بازی تمام شد . وقتِ آن « بازیِ تنیسِ » مضحک با موشکهایِ کاغذی و بیانیههایِ لوسِ « ما هم پاسخ میدهیم » به پایان رسید . کدام پاسخ؟ کدام بازدارندگی؟ اینکه بنشینید و تماشا کنید چطور زیرساختهایِ این سرزمین را مثلِ گوشتِ قربانی تکهتکه میکنند و شما در جواب، چند ترقه تویِ بیابان میاندازید؟ این اسمش « دفاع » نیست، این...
-
کدام توافق؟؟
چهارشنبه 17 تیر 1405 22:44
با کسی که نه یکبار، که بارها و بارها، ردایِ « وفاداری » را از تن درآورده و گردنِ حقیقت را بریده، با کسی که پیمانهایش، مثلِ برگهایِ پاییزی، زیرِ چکمههایِ سبُکسرِ خودش، لگدمال شدهاند، چه توافقی میتوان کرد؟ ! این دیگر « سیاست » نیست؛ این « خودآزاری » است . این « تماشایِ مرگِ تدریجیِ شعور » است . آن « توافق » را نه...
-
تیر خلاص
چهارشنبه 17 تیر 1405 11:50
آسپیرین مثل خودم در « تیر » متولد یا بهتر است بگویم شلیک شد . گلولهای که قرار است از سینه کلماتِ من رد شود و مستقیم بنشیند وسطِ مغزِ متعفنِ پدوفیلهایِ اپستین . فکر کردهاید با سکوت، با لابیگری، یا با خریدنِ آدمها میتوانید آن کثافتکاریهای پشتِ پرده را پاک کنید؟ کور خواندید . من اینجا نیستم که برایتان مرثیه...