این نمایشِ چندشآورِ مسیحیتِ اوانجلیک
را ببین! تماشاخانهای که در آن، کشیشها
با دندانهایِ سفیدِ بلیچشده، از پشتِ
تریبونهایِ چوبی، محبتِ مسیح را
استفراغ میکنند، در حالی که دستهایشان
تا مفرغ در خونِ جغرافیایِ مسلمانان
فرو رفته است. اینها مذهب ندارند،
اینها یک تکنولوژیِ روانی دارند برایِ
توجیهِ جنایت. اینجا هیچ تناقضی نیست.
این، ذاتِ این آپاراتوس عفونی است. تو از
ضدِ آن بودن حرف میزنی؟ من میگویم
اینها دقیقاً خودِ آن هستند.
مسیحیتِ اینها، یک پمادِ بیحسکننده
است که رویِ کیر استعمار استعمال
میکنند تا ماتحت قربانیان دردش نگیرد.
وقتی از نوعدوستی دم میزنند، در واقع
دارند برایِ لاشخورهایِ اقتصادیشان،
فضایِ امنِ معنوی میخرند.
آدمهایی که در این فرهنگِ لجنزده
پرورده میشوند، محصولِ کارخانهیِ
انسانِ پاستوریزهی مادرجندهاند.
موجوداتی که یاد گرفتهاند چطور همزمان
با یک دست انجیل را نوازش کنند و
با دستِ دیگر، ضامنِ نارنجک را بکشند.
این بیشعوری نیست؛ این یک
مهندسیِ دقیقِ ریاکاری است. برایِ اینها،
انسان فقط تا جایی مقدس است که در
دایرهیِ منافعِشان تعریف شود.
بیرون از آن؟ فقط گوشتِ قربانی است
برایِ سلاخخانههایِ مدرن. فرقی ندارد
کودکان مدرسه باشند
یا زائران اباعبدالله الحسین.